پيشگفتار
رشد تکنولوژی و ارتباطات گسترده از جمله دستاورد های خیره کننده بشر در جهان امروز است.رشد دانش بشری در زمینه انفورماتیک وتبادل اطلاعات در سالیان اخیر بقدری چشمگیر است که هر سال برابر یک قرن دچار تحول ودگرگونی گردیده است.نقش ارتباطات در رشد و دگرگونی وتبادل دانش و فرهنگ بشری انکار ناپذیر است.فرهنگ مشترک جهانی که در شکل گیری آن همه ملتها و قومیت ها نقش دارند از آرزوهای دیرینه آدمی است.اماّتبادل نابرابر اطلاعات بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حالِ توسعه حاکی از نقش کمرنگ و نابرابر این کشورها در فرهنگ جهانی است.رشد تکنولوژی،رواج شهر نشینی،تبادل نابرابر اطلاعات آسیب های جدّی بر فرهنگ های عمدتا شفاهی این کشورها وارد کرده است.فقط دربخش زبان بسیاری از زبانهای رایج دنیا در قرن گذشته منسوخ شده و پیش بینی می گردد تا پایان قرن حاضر نهایتا كمتراز سی زبان زنده در دنیا رایج باشد. تنوع شرایط اقلیمی وجغرافیایی کشور،فرهنگهای گوناگون و متنوعی را موجب گردیده است. در کشور ما هم بعلت ویژگیهای فرهنگ شفاهی و عدم ثبت و ضبط و ارائه آن در سالهای اخیر باعث حذف بخش قابل توجهی از فرهنگ شفاهي بخصوص در بخش موسیقی گردیده است.مهاجرت بي رويه روستائیان به شهرها ،ارتباط شهر وروستاودر نتیجه آن تائیر پذیری فرهنگ روستائی از فرهنگ شهری والتقاط فرهنگها(همانند تاثیرپذیری یکسویه کشورهای در حال توسعه ازکشورهای توسعه یافته)خود از عوامل آسیب پذیری فرهنگ هاست.
رشد تکنولوژی وتغییر در نحوه زندگی، تغییردر مشاغل و حذف روشهای دستی انجام کارهاو خود باعث تخریب درفرهنگ مرتبط با مشاغل و حذف آنها گردیده است. بعنوان مثال در اوسانگ دیزیگو (باتوجه به حذف روشهای انجام کارکرباس بافی در خور)بسياري از واژه ها وعبارات مطرح شده منسوخ شده وکاربری ندارند.به همین ترتيب دربخش کشاورزی(تقسیمات آب،آبیاری،کشت وکار ،واژه ها، عبارات و فرهنگ مربوط به آن) وصنایع دستی از جمله(پارچه بافی ،حصیربافی،سبد بافی،زنبيل، لیف و...)بخش ساختمان، اموراغذیه وپخت نان،اموردام ورویش گیاهی و...
بدیهی است در هر مورد با تغییريا حذف روشهای انجام کارفرهنگ و واژه های مربوط به آن منسوخ می گردد.در برخی از کشورهای توسعه یافته علیرغم توسعه تکنولوژی واستفاده از فن آوری های پیشرفته بمنظور حفظ فرهنگها، پاره ای از مشاغل و اماکن با شرایط سنتی حفظ می گردند. مثلا در فرانسه کالاهایی با مارک HAND MADE و به روش سنتی تولید والبته باقیمتی بیشتر عرضه می گردندیا نان با روش سنتی در مکان هایی طبخ و عرضه می گردد.بنابر این یکی از راههای حفظ فرهنگ واژگانی مشاغل حفظ شیوه های انجام کارها در قالب سنتی است. البته در مقیاسی بسیار کوچکترو موزه اي.علل ضرورت گرد آوری وحفظ فرهنگ شفاهی در حیطه این مقدمه نمی گنجد.قدر مسلم آن است این مهم بخشی از هویت ماست و حفظ وصیانت ازآن برعهده نهادهاي دولتي است که معمولادرایران امیدی به حمایت نمی رود. در خصوص ثبت و حفظ فرهنگ شفاهی منطقه خور و بیابانک اقداماتی انجام شده که معمولا باهمت شخصی افراد انجام شده که در راس آنها آثار عبدالکریم حکمت یغمایی است. گویش خوری بعلت شرایط اقلیمی خاص کمتر دچار آسیب گردیده است. ازاين نقطه نظر حفظ واژه هاي خوري حائزاهميت است. واژه های خوری اولین بارتوسط دكتر بهرام فره وشي مورد بررسی قرارگرفت ودركتابي به همين نام منتشر گرديد. این کتاب علیرغم آنكه حاوي نکات مثبت درجهت شناخت گویش خوری است بدلایل عدم تسلط نگارنده به گویش خوری دچار اشکالات فراوانی در تلفظ واژه ها بوده بعلاوه بسیاری ازواژه هادر آن ثبت نگردیده است. چراغ گويش خوري درحال خاموشي است و به قول معروف چراغي است كه فتيله مي سوزاند. واژه نامه گويش خوري حاصل تلاش چند ساله پدرم می باشد. مصادر افعال خوري و صرف تعدادي از آنها به ضميمه دو منظومه شعربه گويش خوري به همراه ترجمه فارسي آن به عنوان نمونه هايي از گويش منظوم خوري در اين دفتر آمده است.
بدیهی است که فرهنگ مذکورنيز خالی از اشکال نبوده وبازنگری آن بعلت مشکلات بینایی پدرم میسّر نگردید.ترتیب الفبایی واژگان درپاره ای مواردرعایت نشده است.بعلاوه ممکن است پاره ای از واژه هااز قلم افتاده باشدکه با راهنمایی دوستان در چاپهای احتمالی بعدی اصلاح خواهد شد.درپايان ازدوست عزيرم جناب آقاي اسماعيل جنتي كه چاپ اين كتاب را برايم ميسّر نمود تشكر مي كنم.
پيشگفتار مولف
گويش خوري وزبان فارسي توامان در من تولديافته اندو آغاز اين دو از روزگار گاهواره كه مادر يك حرف و دو حرف برزبانم مي نهادو در همان
حال ترنّم لالاييهايش در گوشم:
لالا گُلُم لالا
توآروم ٍ دلُم لالا
بِمي ني بَر مو اين شالا(بماني براي من انشاالله....)
وپا به پاي گويش خوري، ياد گيري سخن فارسي از پدر – و او اين شيوه را از پدر و مادرش به ميراث داشت كه با پدرش به فارسي و با مادرش به گويش خوري گفت و شنود داشت.
واژگان بسياري در گويش خوري وجود داردكه مادرم در دوران كودكي من با گويشگران خوري داشت كه امروز از قلمرو گويش خوري به كلي حذف شده است . عنوان مثال: آفوك يعني آه
آفوك در بساطِ نيست. آه در بساطش نيست.
آمًحًل يعني آن وقت ..
يا بارٍ دل كٍمتُر كه به شخص مصيبت ديده گفته مي شد و او در پاسخ ميگفت:نَگيني (نبيني)
يعني تو (بارِ دل)نبيني.
عبارت ديگر:
دٍشكُرِ پُرَمونَم دِبو
كه درهنگام احوالپرسي دونفراز يكديگر به كار برده مي شدو مفهومي
معادل اين معني داشت . دل ما برايتان بسيار تنگ شده و طرف مقابل جواب مي داد: اَمَه گِيشتُريعني ما بيشتر دلتنگ شما شده ايم.
يا عنواني كه به انگشتان دست داده مي شدو شروع آن از انگشت كوچك يعني كليچ بود و به انگشت بزرگ يعني انگشت شست ختم مي گرديد.كه در جاي خود در كتاب آمده است.
در منطقه خور چهار گويش متفاوت از يكديگردر چهار محلِ خور –فرّخي-گرمه –ايراج وجود دارد.
خور و فرخي با اين كه فاصله اي اندك از يكديگر دارند (18كيلومتر)داراي دو گويش و دو لهجه اند. وچون تفاوت دو گويش اندك است گويش هاي يكديگر را فهم و درك مي كنند.بعضي از واژگان اين دو گويش با هم تفاوت بنياني دارندمانندواژه عروس كه در فرّخي آروَس ودر خور گَهي گفته مي شود
(غالب واژه هايي كه در زبان فارسي حرف اول آن(ب)است درگويش خور ي به "گ"بدل مي شودبااين توجيه واژه گَهي در فارسي بَهي است و كودكان خوري هر چيز زيبايي را پهي ميگويند كه قاعدتا بايد همان بَهي باشد.
غالب واژه هايي كه در فارسي حرف اول آن" خ" ميباشددر گويش خوري به "ف"يا "ه"بَدَل مي گردندو چنانكه قبلا ذكر شد واژه هاي فارسي كه حرف اول آنها"ب"است .در گويش خوري حرف "ب" به حرف "گ" بدل مي گردد.
خوردن= فاردُن
خوابيدن= فافتُن
خواهر= فار
خون= فين
خورده = فارده
خورشيد(خور)= فُر
خودم= فُم
خود به خود= فُ به فُ
خُرما = هُرما
خوشه= هوژ
خوشَكي= هوژي
خُسبيدن= هوسيُّن
خَدِشكَن= هِشكِنُه
بادبزن =گارُم
بادام= گايم
باران= گارون
باد = گا
بَر(پهلو)= گُر
برگ= گلگ
بَنَه= گَنو
بين=گين(بن مضارع از مصدرديدن)
بَس= گُس
بَد= گَد
بيست(20)= گيس
بيشتر= گٍشتُر
بازي = گازي
بچه =گُچّه
بزرگ= گُزُر
بانگ(اذان)=گانگ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر