۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

خورما باد در امان خدا

شهرشيرين بَرانِ سبز كُلا

شهر ميرِسخنوران يغما

شهرِدهزيري وكلاغويي(1)

هر دو راخورمسكن وماوا

*****

مخلص كوچيان دهزيرم

ازشما دل چگونه برگيرم

به كلاغوئيان ارادتمند

من مريد شما،شما پيرم

*****

دير پائي به روزگاران چيست؟

كري و كوري و زمينگيري است

باشد آنكس به خير عاقبتش

كه مصون از مصيبت پيري است

*****

مي كِشم من مصيبت پيري

كري و كوري و زمينگيري

پيري آرد به ياد كودكيم

اينك از كودكيم تصويري

*****

سه وجب بيش و كم مرا بالا

مي نهادم به كوچه تازه پا

"باغ لردو"(2)بهشت اَمنِ من

نخل گسترده سايه اش طوبا

***

فصل پاييز،اوّل آبان

شست(3) عروسش عروس نخلستان

درحلاوت زِ انگبين خوشتر

رُطب ِ تُتك(4) ونيمباي آن

*****

بعد هفتاد سال از آن ايّام

طرح ........... شد اعلام

بودمشمول ِباغ لردو، طرح

طبق آن طرح ،لاجرم اقدام

*****

حكم تخريبِِ باغ ......... داد

تا كند جاده اي در آن ايجاد

منهدم تُتكِ نازنينش شد

شست عروسش زِپاي دراُفتاد

*****

نفراتِ(5) نخيل ديگر هم

كشته ومنهدم شدند ازدم

از خدشكن(6) بگير تا زارَش(7)

زردگينبا(7)ونيزهسته بم(8)

*****

باغ لردو مِنا و ذبح عظيم (10)

قتل هر نخل از حسين كريم(11)

بهرِقطع نخيله او مي گفت:

بايد اذن ِخداي، ربّ ِ رحيم

***

نيست تشخيصِ ناصواب و صواب

اندرين باب بامنِ ناباب

خردِ جمعي آنچه حكم كند

نافذ آن است يا اولي الالباب

*****

سرزد از ژرفناي قله طين(12)

چشمه اي چندبر فراز زمين

از نخيلات حلقه اي سرسبز

اينك آن قلّه را حصار حصين

*****

قل هوالله وتبّت،آبشكو(13)

هريكي داشت آبكي در جو

همه خشكيده اند وديگر نيست

سرِتل غيرِ آبِ درياشو(14)

*****

شُرب ازين چشمه باغِ لردو را

قرن ها بوده است تاحالا

بگذرد قرن هاي ديگر هم

سَرِتَل چشمه باز پابرجا

*****

زيرِتل را دوچشمه است مقر

آورم نامشان درين دفتر

سلخگان(15) است و نيز جمجمه(16)است

چون دوچشمند قُرب يكديگر

***

سَرِ تَل چشمه ها چوكرد ظهور

درپي آن پديد آمد خور

نيست تاريخ اين دو پيدايش

در كتابي كتيبه اي مسطور

*****

حفر كردند خيّرين خبير

قنوات كلاغو ودهزير

عَطش دشت تشنه بنشاندند

زير اين آفتاب داغ كوير

*****

آب دهزير را مقام ظهور

بود پاياب لرد(17) در ده خور

مشرب كوچي و كلاغويي

آبخوردِ اُناثُ و نيز ذُكور

*****

بارها رفته ام درآن پاياب

بَركشيدم به دوش، مشكِ آب

يادِ آن روزهاي خور به خير

كه نيايد دِگر مگر درخواب

*****

همه بودندپاك در طينت

هيچكس را نبود انانيّت(18)

درِهر خانه اي كلوني(19) داشت

بي كلون نيزداشت ،امنيّت

***

خور بود آن مدينه بي چون

آرمان شهر(20)، شهر افلاطون

بنگريدش به چشم عبرت بين

به چه روزي فتاده است كنون

*****

شهر در دست عده اي اشرار

دزد دكّان وخانه و انبار

محتسب عاجز است و قاضي هم

كه بر آرند ازاين گروه دمار

*****

جنگ برد از جهان ما بركات

در تباهي بنين شدند و بنات(21)

از جهنم نمي هراسد كس

به جوي كس نمي خرد جنّات

*****

آب دهزير شد فسانه درد

دل دهقان و دشت را خون كرد

خود مگر درد خويشتن گويد

كه به روزش چه روزگار آورد

*****

در حريمش زراه غير حلال

هر كه دستش رسيد كرد اخلال

كرده اند از طريق شق النّهر

باغ و بستان و نيز غرس نهال

وضع پاياب ها خراب شده

آب ،آلوده بي حساب شده

ديگر اين آب نيست مي رود از جو

جو گذرگاه منجلاب شده

*****

سلب موضوع شد زهر پاياب

كه به هر خانه متّصل شد آب

سر آب "دغو"(22) سلامت باد

المدام المدام يا احباب(23)

*****

سخنم ختم مي شود به دعا

مرغ آمين بود مگر گذرا

دور ازاين خطه باد دزد و هيز

خور ما باد در امان خدا

******

1-دهزيرو كلاغوبه: دو منطقه خور گفته مي شود دهزيري هادر شرق و كلاغوبي ها در غرب خور زندگي مي كنند. به مالكان كلاغو كلاغوئي يا بالوني مي گويندو به مالكان دهزير ، دهزيري يا كوچوني گفته مي شود

2- باغ لردو ( lardu): در خور به ميدانگاه لرد گفته مي شود و لردو مصغر آن است

3-شست عروس: خرماي نيم رس اين نخل سرخ رنگ است و شبيه شست حنابسته عروس است.

4-تُتْك totk: نام يكي از نخل هاي معروف اين باغ است .

5-نفرات nafarat: جمع نفر و معدود است براي انسان و شتر و نخل يك نفر شتر = يك نفر نخل يك نفر انسان

در بين نباتات تنها به نخل اطلاق كُشتن مي شود هنگامي كه قسمت سبزينه نخل كه در بالاي تنه قراردارد قطع مي شود

6-خدشكنxadeskan: معروفترين نخل خور

7-زارشzaras: نخل معمولي

8-زرد گينباzardginba: از نخلهاي مشهور خور كه خرماي آن زرد رنگ است

9-هسته بمhastehe bam: در خور به آن تمبونtembun گفته مي شود.

10-ذبح عظيم: اشاره است به اين آيه از قرآن كريم وفديناهُ بذبح عظيم

11-حسين كريم: مالك باغي كه در طرح ..... قرار داشت و تخريب شد او از واژهُ "لينه" كه در قرآن كريم آمده است استنباط نوعي نخل مي كرد كه نبايد بدون اذن خداوند قطع گردد

12-قله طين: قله خاك و اصطلاح رايج آن در خور "سر تل"

13-قل هواله وتبت: نام دو چشمه كوچك بودكه بواسطه اندك بودن آب آ ن ها بنام سوره هاي كوچك قرآن نامگذاري شده آبشكو نيز از جمله همين چشمه هاست كه اندك آبي دارد .

14-دريا شو daryasu: محلي است در پائين تل كه سابقا" آسياب و غسالخانه در آنجا قرار داشت

15-سلخگان salxgan: نام چشمه اي است در وسط نخلستان با فاصله اي اندك از تل

16-جمجمهjomjoma: اين چشمه نيز در كنار سلخگان قرار دارد

17-پاياب لرد: مظهر آب دهزير

18-انانيت: خود نمائي كردن

19-كلون: قفل چوبي، در خور به آن كُلين گفته ميشود

20- آرمان شهر: مدينه فاضله

21- بنين و بنات: پسران و دختران

22- دَغوdaqu: نام مزرعه اي است در 24 كيلومتري خور كه آب مورد نياز كليه اماكن خور امروز از آنجا تامين مي گردد

23-المدام المدام يا احباب:

مصرعي است ازيك غزل معروف خواجه حافظ به مطلع:

مي دمد صبح وكله بست سحاب ( الصبوح الصبوح يا اصحاب)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر