كويران
تافروزند اختران زفراز
بر كوير، اين نمك ستان فرود
سايه ي نخل سرفراز خور
باد بر دشت و كشتخوان ممدود
همچو ارديبهشت آبانش
دشت رنگين ز سبز وزردو كبود
شب ز آواي چرخ ريسانش
دشت اندر سماع باد وسرود
نازم آن فقر عامه اندر خور
كه فقيري مقّدر همه بود
ستم بالسّويه عدل بود
نتوان ظلم اگر ز دهر زدود
كاشكي پاك زاستحاله مرا
بعد مرگ آن نمك ستان فرمود
به كويران سلام باد سلام
به كويران درود باد درود محمدشایگان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر