۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

اخوانیه ی حسینعلی طیب حقیری به محمد شایگان و پاسخ محمد شایگان به وی

اخوانیه (حسینعلی طیب حقیری)



ای جان قرا نسیـم سحرگه به نـام ما

رو کن به سوی خور و بپران پیـام ما

برگو به دوستی که هنوزش ندیده ام

کز راه لطف و مهر پذیرد سـلام ما

وانگـاه عرضه دار که ای شـاعر بلیغ

از گفته ی تو گـشت معطر مشـام ما

خط تو همچنان پر طـاووس دلفریـب

شعر تو هست خوش به مراد و مرام ما

خواهی اگر ز حالت دل ، بشنو ای رفیق

تا گویمی چه می گذرد صبح و شام ما

روز از پی معاش و شب اندر تلاش علم

این شرح اندکی است ز شغل مدام ما

وین ناله های زار خود از تنگی دل است

ور نه شکایت است به دور از مقـام ما

این گِرد گَرد ِ سست نهـاد بهانه جوی

یکدم نشد ز مـهر که گردد به کام ما

این ساقی زمـانه به جـای شراب ناب

خون جگر مدام فشـاند به جـام ما

گر شـایگان ز گفته ی طیب شود ملول

محزون مشو که ختم شد آخر کلام ما



شعر زیر پاسخی است به «اخوانیه» زنده یاد حسینعلی طیب حقیری:

تا به استـادی رسد پیغـام ما

پر در آورده است طبع خـام ما

چون قلم در راه او سر می نهیم

یعنی آید سر به جـای گـام ما

امشبی را با خیـال او خوشیـم

صبح دولت بوده گویا شـام ما

بی تو در بزم سخن ای هوشیار

لذت مستی نبخشد جـام ما

بار دیگر دولت دیدار دوست

گر به دست آید خوش آن ایام ما

افتخـار شعر «طیب» می برد

«شـایگان» تا بـام گردون نام ما



مهرماه 1341

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر