۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

دو بيتي

شو مَهتُو و روشنا كيچَگون

تو كيچُو چَير ريسو نن , أيرونن

تو كيچُه از ميون دودُ و گون اَيْو

مه چارده ميون سارگونن

ترجمه:

شب و مهتاب و روشن كوچه هاست

توي كوچه مراسم چرخ ريسي است ( دختراني كه نخ مي ريسند )

ديد و بازديد شبانه توي كوچه از ميان دختران او

ماه چارده ميان ستارگان است

***

نُمالِ اسبي

نُمالِ اسبي اَت ري سُر سيا بي

دِهام گوْفتُه دو چِِلِّكت فيا بي

خُشا آن هُمدمِ چُند ري‍ژُه با تو

چو عمر گل دريغا زي اَجا بي

چارقد سفيد

چارقد سپيدت (را)بر سر داشتي

دو گيسوي در هم بافته ات پيدا بود

خوشا آن همدمي چند روزه با تو

چو عمر گل دريغا زود تمام شد

***

بِكافت آخُر به غربت كار و بارم

بِشي ازدست صد افسوس يارُم

اُميْدُم نيست دي ريوَت بِگينُم

چو بِمَّردُم مَهِنج پا از مزارُم

افتاد به غربت آخر كارو بارم

رفت از دست صد افسوس يارم

اميدم نيست ديگر رويت ببينم

چون مردم مكش پا از مزارم

***

فِيا تا ريوِ از چُكّ چائِر

بدر نتّي كنار ريو تو فُر

بِچشم مُو قيومت تا هديري

اَلَوْ اَرْپا چايُر از سر

ترجمه :

نمايان است تا روي تو از گوشه چادر

بيرون نمي آيد پيش رو ي توآفتاب

در چشم من قيامت را تا بنمائي

برخيز بلند شو و بردار چادر از سر

شعرها با صداي شاعر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر